صنایع دستی به عنوان یک فعالیت تولیدی اغلب به عنوان یک ابزار موثر برای ایجاد معیشت پایدار درکسب کار کوچک ویا متوسط مورد توجه قرار می گیرد. این اساسا به این دلیل است که هنر صنایع دستی دارای توانایی منحصر به فرد برای سرمایه گذاری فرهنگی و انسانی است. این نیز یک صنعت قابل دسترس با سطوح ورودی کم از لحاظ مهارت و ضرورت سرمایه است و به دلیل اینکه اغلب به صورت کسب و کار خانه است.

صنایع دستی همچنین به صورت غیرمستقیم آن را به عنوان یک بخش توسعه مهم اقتصادی  قلمداد میشود. زیرا صنایع دستی به طور خاص باعث توسعه روستایی شده و جایی که سمت صادرات هدایت شده اند منبع اصلی درآمد بوده و منجر به مدرن سازی این هنر سنتی و دیرینه می شود.استفاده از استراتژی های نوین همچون استفاده از تنوع،مواد اولیه با کیفیت، استفاده از نو آوری بسته بندی مناسب،روش های نوین تبلیغات، استفاده از سایت فروش و یا صفحات اجتماعی همه اقداماتی در جهت توسعه اقتصادی صنعت مزبور می باشد.

با نگاهی کوتاه به اعداد و ارقام رسمی اعلام شده از سوی مراجع قانونی کاملا مشخص است که حجم صادرات صنایع دستی ایرانی در شرایط نسبتا مطلوبی قرار دارد هرچند با توجه به نسبت کارگاه های فعال ثبت شده حجم فروش 200 میلیون دلاری در سال 95 هنوز جای تامل و کار و برنامه ریزی دارد اما نکته قابل توجه در این حجم صادرات رسمی این است که چه مقدار از مبلغ بیان شده واقعا وارد چرخه صنایع دستی شده و هزینه های اقتصادی هنرمندان این صنعت را پوشش میدهد. متاسفانه به دلیل عدم برنامه ریزی و وجود زیر ساخت های لازم بخش قابل توجه این درآمد به جیب دلالان و با پوشش های مختلف همچون لیدر های تور های مسافرتی و … میرود.

از این رو توجه بیش از بیش مسئولان امر در ضمینه صادرات صنایع دستی و همت و همدلی هنرمندان این هنر فاخر در جهت ایجاد مکانیسمی مبنی بر حذف واسط و ارائه کالاهای دست ساز به مصرف کننده نهایی امری حیاتی و اجتناب ناپذیر است.

Responses